بابک بهمن خواه( مربی انگیزشی2020 )
2.09K subscribers
1.14K photos
645 videos
47 files
169 links
به تنها کانال رسمی بابک بهمن خواه خوش آمدید🌷
آموزش حرفه ای
موفقیت تضمینی تا سال 2020

زیر نظر کارشناس شبکه 5 و شبکه سلامت📺
نویسنده کتاب برندسازی شخصیت
به قلم بابک بهمن خواه
http://shamad.saramad.ir/_layouts/ShamadDetail.aspx?shamadcode=1-1-1607-61-3-2
Download Telegram
🌺داستان کوتاه روز اول🌺

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست علت ناراحتیش را پرسید ،
پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم،سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت : چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت : خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچدآیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم
آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود
سقراط پرسید : به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم
سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی. آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکر و روان نامش “غفلت” است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نتیجه داستان :
پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر
و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است
@babakbahmankhah2020
🙏🏻تمرین شکرگزاری شب اول🙏🏻

برنامه ی شکرگزاری به صورت کلیپ به شما هدیه می شود حتما کلیپ رو خوب گوش بدید،دفترچه شکرگزاری و خودکار کنارتون باشه تمرین های گفته شده در انتهای کلیپ را یادداشت و اجرا کنید. با این برنامه شاهد معجزه شکرگزاری، افزایش نعمت های خدای مهربون در زندگیتون خواهید بود. از انجایی که این برنامه به صورت گروهی انجام می شود؛ پس برای صلح و ارامش همه ی انسانها دعا کنیم.
🌟🌟🌟🌼🌹🌼🌹🌼🌟🌟🌟
🌺(حجم کلیپ ها بالاست ، از انجایی که سرعت اینترنت بسیار بالاست در زمان دانلود لطفا شکیبا باشید، با تشکر)
@babakbahmankhah2020
🌺تمرین روز دوم🌺

دست از شکایت ، گلایه کردن و غر زدن بردارید. (این ترافیک لعنتی، اه امروز هم که موهام بد حالتن، وای چه هوای گرمی ،اینم شد زندگی و … )
🔴هر زمان که احساس کردید می خواهید از چیزی گلایه کنید فورا نظر خود را عوض کنید و به جای آن، از وجود آن شرایط تشکر کنید.

به جای اینکه به خاطر ترافیک شکایت کنیم...خداروشکر کنیم که یه ماشین داریم.

اگه با خانواده این برنامه رو دنبال می کنید ، بهم یادآوری کنید .

✔️شعارمون : می خوام مثبت و با آگاهی صحبت کنم
@babakbahmankhah2020
🌺داستان کوتاه روز دوم🌺
پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره .
مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.
پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»
پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که به او می دهید انجام خواهم داد.» زن در جوابش گفت که از کار این فرد بسیار راضی است.
پسرک بیشتر اصرارکرد و پیشنهاد داد: ـ«خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. دراین صورت امروز شما زیباترین چمن را در کل شهرخواهید داشت»
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرک درحالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی راگذاشت.
مغازه دارکه به صحبت های اوگوش داده بود، گفت: «پسر از رفتارت خوشم آمد. به خاطراینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به توبدهم.»
پسر با خوشحالی جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم که بدانم از من راضی هستن یا نه. من همان کسی هستم که برای این خانم کارمی کند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

نتیجه داستان :گاهی عملکردتان را بسنجید،اگر مناسب کاری نیستید و از شما رضایت ندارند، وقت و عمرتان را هدر ندهید
@babakbahmankhah2020
🙏🏻تمرین شکرگزاری شب دوم🙏🏻

دوستان برای فرصت دانلود، کلیپ شکرگزاری ،قبل از ساعت 10 برای شما ارسال می شود.
🔆با دیدن کلیپ امشب شما شاهد معجزات فراوانی در روابط خواهید بود.
دفترچه شکرگزاری وخودکار در کنارتون باشه.
🌺تمرین روز سوم🌺

ازت می خوام تو زندگی وقتت رو با جمله (اگه من فلان موقعیتو داشتم ، اگه من فلان حرفو نزده بودم،اگه من جای اون بودم و.......)تلف نکنی

▪️وقتی داری به خودت میگی اگه من جای اون بودم ازت میخوام سوالی کنی و پاسخشو بدی. آیا تو جای اون هستی؟ معلومه که نه

اگرهات رو دور بریز تو شرایط فعلیتو نمی تونی تغییر بدی و فقط باید بپذیری اما آیندتو میتونی
▪️پس بجایی که بگی اگه من شغل خوبی داشتم ، بپذیر که الان نداری و تلاش کن تا بدست بیاری

▪️اگه فلان حرفو نزده بودم ، بجاش تلاش میکنم در اینده آگاه تر صحبت کنم که پشیمون نشم

✔️شعارمون : اگرهامو دور میریزم، واسه ایندم تلاش میکنم

@babakbahmankhah2020
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺داستان کوتاه روز سوم🌺

پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمى توانيد بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید!
پس چرا بارها و بارها به گريه و افسوس خوردن در مورد مسئله اى مشابه ادامه مى دهيد؟
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نتیجه داستان: افسوس گذشته را فراموش كنيد و به جلو نگاه كنيد!
@babakbahmankhah2020
🙏🏼تمرین شکرگزاری شب سوم🙏🏻
با دیدن و تمرین کلیپ شکرگزاری امشب شما شاهد معجزات فراوانی در سلامتی وبهبود بیماری خواهید بود.
دفترچه شکرگزاری وخودکار در کنارتون باشه.
@babakbahmankhah2020
🌺تمرین روز چهارم🌺

ازت میخوام تصمیم بگیری از تفکر در مورد نگاه دیگران نسبت به خودت دست برداری برای همیشه(اون در مورد من چی فکر میکنه؟، یعنی فکر میکنه من آدم دروغگویی هستم، یعنی فکر میکنه من زشتم ، یعنی فکر میکنه.........)

خودت فکر میکنی کی هستی ؟ میشه لطفا خردمندانه امروز فقط سی دقیقه به این سوال فکر کنی

مهم اینه که خودت فکر میکنی کی هستی، و چقدر خودت رو باور داری و اونی که بتونه به این سوال پاسخ بده ، از تفکر دیگران در مورد خودش آزاد میشه

✔️شعارمون: من بهترین نسخه ی خودم در جهان هستم

@babakbahmankhah2020
🌺داستان کوتاه روز چهارم🌺

یک نقاش مشهور در حال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی به طور باور نکردنی زیبا بود و باید در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نشان داده می شد. نقاش آن چنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالی که آن نقاشی را نگاه می کرد چند قدم به طرف عقب رفت. هنگام به عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد. او آن قدر رفت تا اینکه فقط یک قدم تا لبۀ آن ساختمان بلند فاصله داشت. فقط با یک قدم بیشتر می توانست خودش را بکشد. شخصی دید که نقاش چه کار می کند و نزدیک بود فریاد بزند و به او اخطار دهد اما متوجه شد ک فریاد او ممکن است نقاش را غافلگیر کند و یک قدم دیگر به عقب برود و بیفتد. مرد با قلم مو رنگ برداشت و روی آن تصویر شروع به نقاشی نمود تا اینکه کاملا به آن آسیب زد.
نقاش وقتی متوجه شد که چه اتفاقی برای نقاشی اش افتاده است بسیار عصبانی شد و جلو آمد تا مرد را بزند. اما افرادی که در آن نزدیکی بودند او را گرفتند و آخرین جایی را که او ایستاده بود و نزدیک بود سقوط کند، نشانش دادند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نتیجه داستان : گاهی ما آیندمان را بسیار زیبا ترسیم کرده ایم با روزهای رویایی در کنار کسی که دوستش داریم. اما گویا خداوند مهربان وقتی می بیند چه خطری مقابل ماست، نقاشی زیبایمان را خراب می کند. گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان می آورد ناراحت می شویم و یا در محل کار از شرایط و مشکلات شغلی که داریم عصبانی می شویم اما یک مطلب را نباید هرگز فراموش کنیم: خداوند همیشه بهترینها را برای ما مهیا می کند.
@babakbahmankhah2020
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏🏼تمرین شکرگزاری شب چهارم🙏🏼
با دیدن کلیپ امشب شما شاهد معجزات فراوانی در موفقیت هایتان می شوید
دفترچه شکرگزاری وخودکار در کنارتون باشه.
@babakbahmankhah2020
🌺تمرین روز پنجم🌺

🔶امروز ازت میخوام تمرین روز اول تا سوم را دوباره مرور کنی

1-فهرستی از جملات منفی که در طول روز آنها را بیان می‌کنید
2-فهرستی از شکایت ها وگلایه ها
3-فهرستی از اگرها

✔️شعارمون : میخواهم مثبت و با آگاهی صحبت کنم

🔹دوستان عزیزی که تازه وارد برنامه یک ماهه پاکسازی ذهن و سپاسگزاری شده اید ، امروز این فرصت رو دارید که تمرین روزهای قبل مطالعه و تمرین کنید.

@babakbahmankhah2020
🌺داستان کوتاه روز پنجم🌺
پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نتیجه داستان: بیشتر حواسمان به رفتارهایمان با دیگران باشد. بعضی رفتارها قابل بخشش هستند ، اما هیچوقت فراموش نمی شوند
@babakbahmankhah2020
🙏🏻تمرین شکرگزاری شب پنجم🙏🏻
بادیدن کلیپ امشب شما شاهد معجزات فراوانی در کاهش رویدادهای ناخوشایند زندگیتان خواهید بود
دفترچه شکرگزاری وخودکار در کنار تون باشه.
@babakbahmankhah2020